اعتراض به نشستن
شیرین کاری دیگه عزیزم گفته بودم باید سرتو رو شونه میذاشتی و باید باهات راه رفت که بخوابی یائت هست آهان نی نی مامان عرضم به حضورت وقتی راه میرفتیم و تو میگفتی ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تا بخوابی خسته می شدیم من مامان بزرگ بابایی یواش می اومدیم سر مبل بشینیم انگار راه مبلو بلد باشی گریه میکردی و اعتراض حالا مینشستیم حتی اگه خوابت برده باشه گریه و جیغ. نازنین من وباباش
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اعتراض به نشستن
فدایی طاها